آیا جهان واقعاً وجود دارد؟

در این بخش مقالات علمی قرار داده می شود

مديران انجمن: pejmanava, CafeWeb, Dabir, Noha, bahar, Modir-Elmi

آیا جهان واقعاً وجود دارد؟

پستتوسط naseh_azizi » يکشنبه اسفند ماه 28, 1390 5:21 pm

موضوعی که اکنون شاهد آن هستید از روی یکی از اسرار بسیار مهم زندگیتان پرده برمیدارد. پس لازم است با دقت کافی آن را مطالعه فرمایید ؛ زیرا در مورد موضوعی است که چه بسا در نگرش تان نسبت به دنیای خارج، تغییری بنیادی ایجاد کند. این موضوع فقط رویکردی متفاوت یا اندیشه ای فلسفی نیست، حقیقتی است که علم روز هم بر آن مهر تصدیق می نهد.
سرّی در پس ماده
این اندیشه که دنیایی که فرد در آن به سر می برد دارای حقیقتی مطلق و مادی است درست از همان بدو تولد برای آدمی شرطی می شود بنابراین او تحت تأثیر این عادت بزرگ می شود و سراسر زندگیش را بر مبنای این نگرش پی ریزی می نماید با این حال برخلاف آنچه تصور می شود یافته های علم روز از روی حقیقتی شگرف و کاملا متفاوت تری پرده برمیدارد تمامی اطلاعات ما درباره دنیای خارج از طریق حواس پنج گانه به ما منتقل می شود دنیایی که ما از آن شناخت داریم عبارت است از چیزهایی که چشمان مان می بیند، گوش ها یمان  می شنود، بینی مان می بوید، زبان مان می چشد و دستان مان احساس می کند. انسان از بدو تولدش فقط در بند این پنج حس است و بس. به همین دلیل او از دنیای خارج به همان شکلی شناخت حاصل می کند که این حواس بر او عرضه می نمایند. با وجود این پژوهش های صورت گرفته در خصوص حواس آدمی حقایق بسیار متفاوت تری را در مورد چیزی که ما به آن دنیای خارج می گوییم، آشکار می کند و این حقایق از سرّ بسیار مهمی در مورد ماده ای که دنیای خارج را می سازد،  پرده دری می نماید. فریدریک وستلر اندیشمند معاصر خاطر نشان می سازد که علم نیز به این مطلب دست یافته است. اظهارات چندی از دانشمندان که حاکی از این است «انسان یک تصویر است، تمام چیزهایی را که ما تجربه می کنیم موقتی و گمراه کننده است و این عالم سایه ای بیش نیست»، ظاهراً در روزگار ما از نظر علمی مهر تصدیق خورده است.
جهت بهتر فهمیدن این سرّ موجود در پس ماده، بیایید نگاهی داشته باشیم به اطلاعات حسّ بینایی که جامع ترین اطلاعات در خصوص دنیای خارج را به ما می دهد.
چگونه می بینیم؟
عمل دیدن به شکل بسیار پیشرفته ای صورت می گیرد. در لحظه ی دیدن دسته های نور یا پرتو های نور از شیء به سمت چشم حرکت می کنند و از عدسی های واقع در جلو چشم عبور می نمایند، در آنجا دسته های  نور پس از شکسته شدن روی شبکیه ی واقع در پشت چشم می افتند این جاست که پرتو های نور به پیام های الکتریکی تبدیل می شوند و سپس از طریق نرون ها به مرکز بینایی واقع در پس مغز ارسال می گردند. در حقیقت عمل دیدن در این مرکز واقع در مغز است که اتفاق می افتد. ما تمامی تصاویری را که در طول زندگی خود می بینیم و همه ی وقایعی را که تجربه می کنیم در حقیقت در این مکان بسیار کوچک و تاریک تجربه می کنیم و در این مکان چند سانتی متر مکعبی شکل می گیرد. حال بیایید این اطلاعات را با دقت بیشتری بررسی نماییم وقتی می گوییم می بینیم در حقیقت ما تأثیر پرتوهایی را می بینیم که پس از رسیدن به چشمانمان و تبدیل شدن به علایم الکتریکی، در مغز شکل میگیرند. وقتی میگوییم می بینیم در واقع ما علائم الکتریکی موجود در مغزمان را مشاهده می کنیم. ضمناً نکته ای دیگر نیز هست که باید آن را به خاطر سپرد و آن اینکه مغز از نور کاملاً محفوظ است و در درونش تاریکی مطلق حکم فرماست، بنابراین به هیچ وجه برای خود مغز مقدور نیست که با خود نور تماسی داشته باشد. می توان این وضعیت قابل توجه را با ذکر مثالی شرح داد : بیایید فرض کنیم در جلوی ما شمعی روشن قرار دارد و ما نورش را میبینیم در این مدتی که ما شاهد نور شمع هستیم در درون جمجمه و مغزمان تاریکی مطلق حاکم است. نور شمع اصلاً درون مغز و مرکز بینایی مان را روشن نمی سازد، با این حال ما درون مغز تاریک مان شاهد دنیایی هستیم رنگارنگ و تابناک. همین وضعیت در مورد سایر حواس مان نیز صدق می کند. صدا، لمس، مزه و بو همگی در درون مغز و به عنوان علائم الکتریکی درک می گردند. لذا در تمام طول زندگی مان مغز با اصل ماده موجود در بیرون از ما هیچ گونه تماسی ندارد جز کپی و نسخه ی الکتریکی از آن که درون خود مغز شکل میگیرد. اینجاست که ما فریب این نوع تصور را میخوریم که این نوع ساخت نمونه های ماده ی واقعی بیرون از ما هستند.
جهان هستی در درون مغزمان
این حقایق فیزیکی ما را به یک نتیجه گیری قطعی و مسلّم می رساند و آن این که تمام چیز هایی را که میبینیم، لمس می کنیم، می شنویم و به عنوان ماده یا جهان هستی درک می نماییم چیزی نیستند جز علائم الکتریکی موجود در مغز. به عنوان مثال ما در دنیای خارج ما پرنده ای را میبینیم در حقیقت این پرنده در دنیای خارج قرار ندارد بلکه در درون مغزمان جای دارد. ذرات نور که از سوی پرنده منعکس می گردد به چشمان مان می رسد و در آنجا به علائم الکتریکی تبدیل می شود نرون ها این علائم را به مرکز بینایی واقع در پشت مغز ارسال می نمایند. پرنده ای که ما میبینیم چیزی نیست جز علائم الکتریکی در درون مغزمان. اگر اعصاب بینایی که به طرف مغز در حرکت هستند، قطع گردند، تصویر پرنده هم ناگهان ناپدید میشود. به همین ترتیب صدایی را که از این پرنده میشنویم نیز درون مغزمان قرار دارد. اگر عصبی که از طرف گوش به طرف مغز در حرکت است قطع شود، دیگر صدایی هم باقی نمی ماند. به بیان ساده تر پرنده، شکلی که از آن میبینیم و صدایی که از آن می شنویم، چیزی نیستند جز تعبیر مغز از علائم الکتریکی. نکته ی دیگری که در این جا باید بدان توجه کنیم، احساس بعد و فاصله ست. به عنوان مثال فاصله بین شما و صفحه مانیتور چیزی نیست جز احساس فاصله ای که در مغزتان شکل میگیرد و بس. همچنین اشیائی که از نظر فاصله بسیار دور به نظر می رسند، در حقیقت تصاویری هستند که در نقطه ای واقع در مغز گرد هم می آیند. برای مثال فردی که به ستارگان آسمان می نگرد تصور می کند میلیون ها سال نوری از او دور هستند. با این حال ستارگان درست در وجود خودش قرار دارند، یعنی در مرکز بینایی مغزش. اکنون که شما دارید به این موضوع نگاه می کنید، حقیقتاً درون اتاقی نیستید که تصور می کنید درونش هستید بلکه برعکس اتاق درون شماست دیدن جسم تان کاری می کند که شما فکر کنید درون آن هستید. با این حال نباید فراموش کنید که جسم تان نیز تصویری است که درون مغزتان شکل میگیرد. تا این جا مرتباً از دنیای خارج و دنیای ادراکاتی که درون مغز شکل میگیرد سخن گفتیم که آخرین مطلب آن در مورد دیدن بود با این همه از آن جایی که هرگز نمی توانیم به دنیای خارج دسترسی داشته باشیم، چگونه می توانیم مطمئن باشیم چنین دنیایی وجود دارد؟؟ و در واقع تنها دنیایی که ما بدان شناخت داریم دنیایی است که درون ذهنمان قرار دارد و بس.
جورج برکلی فیلسوف نامی در خصوص این حقیقت شگرف چنین می گوید: « ما تصور می کنیم اشیا وجود دارند، زیرا آنها را میبینیم و لمس شان می کنیم. این بدان خاطر است که آنها به ما چنین احساساتی می دهند و لذا ما به وجودشان معتقدیم. با این حال ادراکات چیزی نیستند جز تصوراتی در درون ذهن از آنجایی که تمامی اشیا در درون ذهن قرار دارند، وقتی تصور کنیم این جهان و آنچه در اوست، وجودی خارج از ذهن دارد، کلاه سرمان رفته است. قطعاً این تصور که ماده وجودی خارج از ذهن است، فریبی بیش نیست. چه بسا این ادراکاتی که ما آن را مشاهده می کنیم، از منبعی تصنعی سرچشمه میگیرند. می توان در عالم تخیلات با ذکر یک مثال شاهد آن بود : نخست فرض کنید می توانیم ذهنمان را از جسم مان بیرون بیاوریم و آن را به همان حالت زنده اش در یک ظرف شیشه ای بگذاریم و رایانه ای را هم که می توان هر گونه اطلاعاتی را در آن ذخیره کرد کنار آن بگذاریم نهایتاً بیایید علائم الکتریکی تمامی داده های مربوط به صحنه ای از جمله تصویر، صدا و بوی آن را به این رایانه منتقل کنیم سپس از طریق الکترود این رایانه را به مرکز حسی درون مغزمان متصل کنیم و این داده های از پیش ضبط شده را به مغزمان ارسال نماییم هنگامی که مغز این علائم را درک کند شاهد صحنه ای که نسخه ای از این داده هاست خواهد بود، بنابراین خود را در آن عالم میبیند. ما می توانیم از طریق این رایانه، علائم مربوط به تصویر خودمان را نیز به مغزمان ارسال کنیم. مثلاً می توانیم نسخه های الکتریکی حواس بینایی، شنوایی و لامسه مان را هنگام نشستن پشت میز به مغزمان ارسال کنیم. این جاست که مغزمان فکر می کند بازرگانی است که در دفتر کارش نشسته است. تا زمانی که این علائم از سوی رایانه به مغز ارسال گردد، این دنیای خیالی هم ادامه پیدا می کند. ما اصلاً متوجه نیستیم که ماییم و یک مغز. در حقیقت ادراکات به آسانی می توانند ما را فریب دهند، حتی بدون اینکه هیچگونه نسخه ی مادی هم در کار باشد. و این درست همان چیزی است که در رؤیاهای مان اتفاق می افتد.
عالم رؤیا
برای ما واقعیت یعنی چیزهایی که بتوان با دست لمس کرد و با چشم دید. ما در رؤیاهای مان می توانیم با دستان مان لمس کنیم و با چشمان مان ببینیم اما در حقیقت نه دستی داریم و نه چشمی و نه چیزی داریم که بتوان لمسش کرد یا آن را دید. به جز مغز هیچ گونه حقیقت مادی وجود ندارد که بتواند سبب به وجود آمدن آنها گردد، با این حال ما با این تصور چیزهایی را که در رؤیاهای مان درک می کنیم، حقایقی مادی اند، به سادگی فریب می خوریم. به عنوان مثال فردی که در رختخوابش به خواب عمیقی فرو رفته، ممکن است در حین خواب خودش را در دنیایی کاملاً متفاوت ببیند. ممکن است خواب ببیند، که خلبانی است که هواپیمای غول پیکری را فرماندهی می کند و حتی جهت کنترل هواپیما بسیار هم تقلا کند، در حقیقت این فرد از رختخوابش یک قدم هم آن طرف تر نرفته است. او ممکن است در خواب، به جاهای مختلفی سر بزند، با دوستانش ملاقات کند، با آنان گپ بزند و بخورد و بیاشامد. تنها وقتی که از خواب بیدار می شود می فهمد که تمامی این ها ادراکاتی بیش نبوده است. اگر بتوان در حین خواب به همین سادگی در دنیای غیر واقعی زندگی کرد، به همین شکل این امر می تواند در مورد دنیایی که در آن به سر میبریم نیز صدق کند. وقتی که از خواب بیدار می شویم هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که نشان دهد ما وارد خواب طولانی تری نشده ایم، خوابی که ما به آن زندگی واقعی می گوییم. دلیل اینکه ما رؤیاهای مان را خیالی و جهان را واقعی قلمداد می کنیم، چیزی نیست جز نتیجه عادت ها و پیش داوری هایمان و بس. این مطلب نشان می دهد که حقیقتاً بعید نیست که درست مثل زمانی که از خواب بیدار می شویم، روزی هم از زندگی روی این کره ی خاکی که فکر میکنیم داریم روی آن زندگی میکنیم، بیدار شویم.
مُدرِک کیست؟
پس از همه ی این حقایق فیزیکی، سؤال بسیار مهمی پیش می آید و آن اینکه، اگر همه ی حوادث مادی که ما نسبت به آنها شناخت داریم در اصل ادراکات هستند پس مغزمان چطور؟ از آنجایی که مغزمان هم درست مثل دست، پا و یا هر شیء دیگری بخشی از دنیای مادی ست پس آن هم باید مانند تمام چیزهای دیگر ادراکی بیش نباشد با ذکر مثالی می توان موضوع را روشن تر کرد: بیایید تصور کنیم اعصابی را که به مغزمان متصل است، آن قدر می کشیم که از مغزمان بیرون بیاید و بتوانیم با چشمان مان آن را ببینیم. درست به همین شکل ما می توانیم مغزمان را ببینیم و با انگشتان مان آن را لمس کنیم؛ به همین ترتیب می توان فهمید که مغز نیز چیزی نیست جز ادراکی که حواس بینایی و شنوایی آن را شکل می دهند پس این قدرتی که می بیند، می شنود و تمامی دیگر حواس را درک می کند اگر مغز نیست پس کیست؟ کیست که میبیند، می شنود، لمس می کند و مزه و بوها را درک می نماید. این موجود کیست که فکر می کند، استدلال به خرج می دهد، دارای حواس است و از این ها گذشته می گوید: من، منم. کاررد بریبرام که از جمله متفکران برجسته ی روزگار ماست نیز این چنین این سؤال را مطرح می کند.
از مان یونانیان تا کنون فلاسفه درباره روح موجود در ماشین، «مرد کوچک درون مرد کوچک» و غیره حدس و گمان هایی ارائه کرده اند. این «من» - موجودی که از مغز استفاده می کند- کجاست؟ کیست آن که شناخت از او سر می زند؟... آن چیزی که ما در جستجویش هستیم همان چیزی است که دارد جستجو می کند. در واقع این موجود فرا فیزیکی که از مغز استفاده می کند، می بیند و احساس می کند، روح است. چیزی که ما آن را عالم ماده می نامیم مجموعه ای است از ادراکاتی که روح آن را می بیند و احساس می کند؛ موجود مطلق واقعی همان روح است. ماده صرفاً توهماتی است که روح آن را درک می نماید.
بله؛ حتی اگر با این پیش فرض هم شروع کنیم که ما با اصل ماده مواجه هستیم، قوانین علم فیزیک شیمی و زیست شناسی، همگی ما را به سوی این حقیقت سوق می دهند که ما به جای اصل ماده فقط از کپی و نسخه ای از آن شناخت داریم و این که این علوم از وجود حقیقت اجتناب ناپذیری خبر می دهند که ماهیتی فرا فیزیکی دارد این است همان سرّی در پس ماده. این حقیقت چنان بدیهی است که زنگ خطری است برای آن دسته از دانشمندان ماده گرایی که فکر می کنند ماده، حقیقتی مطلق است. لینکول بارنت نویسنده مباحث علمی در کتابش به نام " جهان و دکتر انیشتین " چنین می نویسد: « با تنزل همه ی واقعیت های عینی و خارجی فیلسوفان به یک وهم و خیال (دنیای ادراکات)، دانشمندان از محدودیت های هشدار دهنده حواس آدمی با خبر شدند. (لینکول بارنت کتاب جهان و دکتر انیشتین مؤسسه ویلیام اسلوان،نیویورک،1948،ص17-18 ).
همگی این حقایق ما را با این سؤال بسیار مهم مواجه می سازد؛ اگر چیزی که از دید ما عالم ماده است، صرفاً ادراکاتی است که از روح عرضه می شود، پس منبع این ادراکات کجاست؟ برای پاسخ دادن به این سؤال باید به این حقیقت توجه داشته باشیم که ماده به خودی خود وجودی مستقل ندارد و ادراکی بیش نیست، بنابراین قدرت دیگری باید پدید آورنده ی این ادراکات باشد و این یعنی باید آفریدگاری داشته باشد بنابراین لازم است این آفریدن پیوسته باشد. اگر آفرینشی پیوسته و مستمر در کار نباشد، ادراکاتی که ما آن را ماده می نامیم، نیست و نابود می شوند. این مسئله می تواند مثل تلویزیونی باشد که تا زمانی می تواند نشان دهنده تصویر شخص باشد که علائم الکتریکی یا سیگنالش پیوسته انتشار یابد؛ اگر انتشار علائم الکتریکی متوقف شود، تصویر روی صفحه ی تلویزیون نیز محو می گردد.
موجود مطلق حقیقی
پس کیست که باعث می شود روح ما، زمین، انسان ها،گیاهان، جسم مان و تمامی چیزهایی را که میبینیم، ببیند. نا گفته پیداست که این آفریدگار متعال است که سراسر عالم ماده یعنی مجموع تمام ادراکات را ستی بخشیده است و آفرینشش را بی وقفه ادامه می دهد از آنجایی که این آفریدگار چنین آفرینش با شکوهی را متجلی ساخته قطعاً از قدرت و اقتدار جاودانه ای برخوردار است. تمام ادراکاتی که او می آفریند، وابسته به خواسته و اراده ی اوست. و هر آنچه را که دم به دم هستی می بخشد همگی در کف با کفایت اوست. این آفریدگار کسی نیز جز خداوند یکتا، پروردگار آسمان ها و زمین. تنها موجود مطلق واقعی خداوند متعال است و بس. چیزهای دیگر همه موجودات خیالی و سایه واری هستند که او تعالی آنها را خلعت وجود بخشیده است. امام ربانی این عالم عظیم الشأن مسلمان این حقیقت را چنین شرح می دهد: «ماهیت چیزهایی که او - سبحانه و تعالی- خلق فرموده، چیزی نیست جز عدم... او همه را در مرتبه حس و وهم خلق فرمود... در حقیقت، در خارج، جز حق تعالی، موجودی نیست. ( امام ربانی، مکتوبات، ج2، مکتوبات357،ص163) .
در جای جای این جهانی که ساخته ی ادراکات است، وجود خدای سبحان به عنوان تنها موجود واقعی رخ می نماید؛ لذا نزدیکترین موجود به انسان خداوند است. قرآن کریم این حقیقت را چنین بیان می فرماید : « و ما انسان را آفریده ایم.... و از رگ گردن (شاهرگش) به او نزدیک تریم» (ق 16). هر جا که باشیم پروردگار یکتا با ماست. اکنون که شما شاهد این مطلب هستید، نزدیک ترین موجود به شما خداوند است، او که آفریدگار تمامی چیزهایی است که شما لحظه به لحظه شاهد آنهایید. تا زمانی که خداوند اراده فرماید که ما این تصاویر را ببینیم و نسبت به این جهان ابراز احساسات نماییم، ما همچنان در این دنیا به سر خواهیم برد. هنگامی که او به این تصاویر و احساسات متعلق به این دنیا خاتمه دهد، فرشتگان قبض روح را به ما نشان می دهد و از بعد دیگری بر ما ادراکات عرضه می دارد؛ و این یعنی مردن ما. قیامت، حساب و کتاب، بهشت، دوزخ و کل حیات ابدی هم درست به همین شکل برایمان پدیدار خواهد شد. آفریدن همه ی این ها برای خداوند سبحان بسیار بسیار آسان است. او که نشانه های قدرت لایزال و علم بی کرانش را در این جهان برایمان به تصویر کشیده است.

برگرفته از آثار هارون یحیی و کلیپ های ستار صحرایی


برای نویسنده این مطلب naseh_azizi تشکر کننده ها: 4
ModireTalareElmi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), abdulrahman (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), bahar (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), basireh (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 28.57%
 
نماد کاربر
naseh_azizi
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 448
تاريخ عضويت: جمعه اسفند ماه 25, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 1360 بار
تشکر شده: 921 بار
امتياز: 7680

پستتوسط abdulrahman » دوشنبه اسفند ماه 29, 1390 6:28 pm

سلام و تشکر از دوست عزیز کاک ناصح

به راستی فکر نمی کردم این مقاله تا این حد جالب و ارزشمند و قوی باشد

از سایر کاربران هم می خواهم مقاله را به علت طولانی بودنش از دست ندهند واقعا ارزشش را دارد


من که بی صبرانه منتظر ادامه ی این سری هستم...
مژده ده بندگانی را که سخنان مختلف را می شنوند و از بهترین آنان پیروی می کنند.

برای نویسنده این مطلب abdulrahman تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
abdulrahman
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 237
تاريخ عضويت: چهارشنبه اسفند ماه 24, 1389 12:30 am
محل سکونت: کهکشان راه شیری/منظومه ی شمسی
تشکر کرده: 390 بار
تشکر شده: 249 بار
امتياز: 830

پستتوسط naseh_azizi » سه شنبه اسفند ماه 29, 1390 3:34 am

ممنون از توجه ت کاک عبدالرحمن عزیز راستش چون موضوعش واسه خودم واقعاً جالب بود به همین خاطر نشستم کلیپ تصویری این موضوع رو تبدیل به نوشته کردم و خواستم نظرات برادران و خواهرانم رو هم در این مورد بدونم چون این موضوع روی جهان بینی انسان واقعاً تأثیر داره
نماد کاربر
naseh_azizi
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 448
تاريخ عضويت: جمعه اسفند ماه 25, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 1360 بار
تشکر شده: 921 بار
امتياز: 7680

پستتوسط abdulrahman » سه شنبه فروردين ماه 1, 1391 8:08 am

ناصح گیان
پس معلومه که خیلی زحمت کشیدی!
پیشنهاد می دم که برنامه های بعدی رو که انشاا... به متن تبدیل می کنی به ایمیل مدیر(کا اسامه) بفرستی تا در صفحه ی اصلی سایت قرار بگیره همچنین پیشنهاد هم می دم که متنی مثل متن بالا رو در دو قسمت در سایت قرار بدی که کاربرا با دیدنش نترسن!

با تشکر فراوان

برای نویسنده این مطلب abdulrahman تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
abdulrahman
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 237
تاريخ عضويت: چهارشنبه اسفند ماه 24, 1389 12:30 am
محل سکونت: کهکشان راه شیری/منظومه ی شمسی
تشکر کرده: 390 بار
تشکر شده: 249 بار
امتياز: 830

پستتوسط bahar » سه شنبه فروردين ماه 1, 1391 3:16 pm

باسلام وتشکر خدمت شما برادر گرامی

وقتی این صفحه رو باز کردم ودیدم مطلب طولانی است منصرف شدم اما
موقعی که نظر برادر عبدرالرحمن را خوندم که نوشته بودن این مطلب رو
بخاطر طولانی بودنش از دست ندیم کنجکاو شدم که حتما اون بخونم .
واقعا جالب بود ممنون.
درضمن با پیشنهاد دیگر برادر عبدالرحمن نیز مبنی بر چند قسمت کردن مطالب طولانی موافقم.

موفق باشید.

برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

مخالفم!!!!!

پستتوسط Hawre » سه شنبه فروردين ماه 1, 1391 3:43 pm

سلام
منم مطلبو خوندم
ولی به نظرم یه اشکالاتی داشت(هرچند، در حدی نیستم که از دکتر هارون یحیی اشکال بگیرم :idea: !!!!!)
تو این مقاله در جریان اثبات روح و جهان آخرت و قدرت نامحدود خدای متعال، وجود ماده نفی شده و میشه اون رو به عنوان واکنشی به نفی وجود ماوراءالطبیعه توسط ماتریالیستها قلمداد کرد.

در حالی که ما باید این رو هم در نظر داشته باشیم که این دو(ماده و ماوراءالطبیعه) هیچ تضادی با هم ندارن و میشه که هر دوتاشون وجود داشته باشن؛ حتی بهتره بگیم که بدون وجود یکی از این دوتا جهان هستی کامل نیست.

مسأله دیگه اینه که دکتر در این مقاله در مثالی که برای قوه بینایی انسان زدن(مثال چگونگی مشاهده پرنده توسط چشم) توجهی به منبعی که پرتوهای نور از اونجا ساطع میشن و بعد در تاریکخانه درون چشم تبدیل به پالس های الکتریکی میشن، نکردن. منظورم اینه که تا وقتی پرنده ای(یا هر جسم دیگر مادی) در جهان مادی وجود نداشته باشه که پرتوهایی از اون منتشر بشن و اون پرتو ها نهایتا تبدیل به علائم الکتریکی بشن، مغز(و در اصل روح انسان) نمی تونه این علائم رو درک کنه.

اما منابع قرآنی!
فکر کنم یکی از ضعف های اساسی این مطلب استفاده نکردن و عدم توجه به  بسیاری از آیات قرآنیه که ازشون وجود جهان واقعی در خارج از ذهن برداشت میشه.

آیاتی که از خلقت آسمانها و زمین صحبت می کنن و اونچه که در بین اونهاست؛ و خلقت تمامی موجودات.
و راجع به خلقت خود انسان هم داریم که خداوند متعال ابتدا جسم مادی انسان رو از گِل آفرید و سپس این جسم مادی رو به عنوان ظرفی برای روح انسان قرار داد تا روح در قالب جسم مادی در یک دنیای مادی زندگی کنه.

حرف آخرم هم اینه که با کمال احترام به بیولوژیست مسلمان و متعهد مطرح در سرتاسر جهان، دکتر هارون یحیی، من توی این مطلب اشکالات اساسی می بینم و معتقدم روح انسان در قالب یک پدیده مادی به نام جسم در یک دنیای مادی زندگی میکنه تا زمانی که اجلش فرا برسه و روحش توسط ملک الموت تَوَفّی بشه.


««امیدوارم اگر اشتباهی توی نظراتم مرتکب شدم دوستان تذکرات لازم رو بدن»»
باز هم ممنون از مطلبی که کاک ناصح براش زحمت فراوان کشیدن.

والسلام علی من اتبع الهدی



راستی خدمت دوستانی که از مطلب تشکر کردن و نظر خودشونو نگفتن(عبدالرحمن عزیز و دوستمون بهار)، یه سوال دارم: چطالبی که نوشتین به معنای اینه که با مطالب گفته شده موافقین یا اینکه واکنش خاصی در ذهنتون به وجود نیاورده؟؟؟(البته پیشاپیش بگم که قصد جسارت ندارم. به هیچ عنوان)


برای نویسنده این مطلب Hawre تشکر کننده ها: 2
abdulrahman (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
Hawre
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 183
تاريخ عضويت: چهارشنبه مرداد ماه 26, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 614 بار
تشکر شده: 258 بار
امتياز: 1360

پستتوسط iman » شنبه فروردين ماه 5, 1391 7:06 pm

سلام
با سپاس از کاربر ناصح مطلب قابل تاملی بود.
اما نظر من در مورد موضوع:
نتیجه گیری نهایی که از این مطلب میتوان گرفت،رسیدن به اندیشه همه خدایی {وحدت الوجود} میباشد.
اصولا ادیان شرقی { آیین های  هندو، کنفوسیوس،بودا،...} عموما بر وحدت عالم نظر دارند، به عنوان مثال اعمالی چون مراقبه در این اینها دلیل بر این مدعاست. انسان خود خداست، و با تفکر در درون و رسیدن به خلاء فکری و کسب معرفت به این وحدت میرسد.
اما ادیان غربی {یهود ،نصاری، اسلام} عموما ادیانی هستند که انسان و خدا دو موجود جدا از هم میاشند، انسان مخلوق و خدا خالق.
انواع عبادات میتواند شاهد بر ماجرا باشد.
پس بنظر من نمیتوان لباس و دلیل نقلی برآن ارائه داد.
نظر کاربر هاوری نیز واقعا جالب بود بر ارائه دلیل بر واقعیت دنیای مادی.



از سایر دوستان نیز تقاضا دارم  در مورد این مسئله نظر خودشونو ارائه بدن.

برای نویسنده این مطلب iman تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
iman
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 156
تاريخ عضويت: يکشنبه مرداد ماه 23, 1390 11:30 pm
محل سکونت: روانـســـــر
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 83 بار
امتياز: 1000

پستتوسط mashreghi » چهارشنبه فروردين ماه 9, 1391 12:41 pm

سلام کاک ناصح اول که مطلبتو نگا کردم دیدم خیلی طولانیه خاستم نخونم که بچه گفتن خیلی قشنگه منم حریص شدم برای خوندنش دستت نکنه واقعا قشنگ بود
دوستان بخونید هرکی نخونه ضرر می کنه
نظر کاک هاوره هم خیلی جالب بود
الهم اجرنی من النار

برای نویسنده این مطلب mashreghi تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
mashreghi
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 184
تاريخ عضويت: يکشنبه مهر ماه 23, 1390 12:30 am
محل سکونت: روانسر -سنندج
تشکر کرده: 30 بار
تشکر شده: 230 بار
امتياز: 50

پستتوسط abdulrahman » چهارشنبه فروردين ماه 9, 1391 10:27 pm

سلام هاوری گیان...
از اینکه دیر جواب دادم ببخشید.
راستش تشکر و حرف هایی که زدم دلیل بر قبول یا ردش  نبود بلکه به خاطر این دیگران رو هم تشویق کردم چونکه نحوه ی استدلال کردن و از این منظر نگاه کردنش برام جالب بود فقط میخواستم که دیگران هم با این شیوه ی نگاه هم برخورد کنند.
به عنوان یک احتمال هم می خواهم بگویم به این هم توجه کنیم که مطلب نویسند ی اصلی با واسطه به ما رسیده است و شاید با آنچه که ما برداشت میکنیم اختلاف داشته باشد و نویسنده دقیقا آنچه را که ما برداشت میکنیم مد نظر نداشته است.
نماد کاربر
abdulrahman
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 237
تاريخ عضويت: چهارشنبه اسفند ماه 24, 1389 12:30 am
محل سکونت: کهکشان راه شیری/منظومه ی شمسی
تشکر کرده: 390 بار
تشکر شده: 249 بار
امتياز: 830

پستتوسط iman » پنج شنبه فروردين ماه 24, 1391 8:12 pm

سلام

دربايان نظر قبليم از دوستان تقاضا داشتم كه راجع به موضوع اظهار عقيده كنن, كه متاسفانه مورد بى مهرى دوستان قرار كرفت. بنظرم اين مباحث هم مورد توجه دوستان قراركيرد,خالى از لطف نيست.

برای نویسنده این مطلب iman تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
iman
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 156
تاريخ عضويت: يکشنبه مرداد ماه 23, 1390 11:30 pm
محل سکونت: روانـســـــر
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 83 بار
امتياز: 1000

پستتوسط iman » پنج شنبه فروردين ماه 24, 1391 8:15 pm

سلام

دربايان نظر قبليم از دوستان تقاضا داشتم كه راجع به موضوع اظهار عقيده كنن, كه متاسفانه مورد بى مهرى دوستان قرار كرفت. بنظرم اين مباحث هم مورد توجه دوستان قراركيرد,خالى از لطف نيست.

برای نویسنده این مطلب iman تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
iman
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 156
تاريخ عضويت: يکشنبه مرداد ماه 23, 1390 11:30 pm
محل سکونت: روانـســـــر
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 83 بار
امتياز: 1000

پستتوسط SharakamPawa » جمعه فروردين ماه 25, 1391 12:16 pm

با سلام ؛

تشکر از کاک ناصح عزیز بابت مکتوب نمودن کلیپ تصویری دکتر هارون یحیی .

در ابتدا دو سوال داشتم :
پذیرفتن این نگرش چه تاثیری بر زندگیمان خواهد داشت؟ آیا واقعا همچنانکه دکتر هارون یحیی به دنیا نگاه میکنن به دنیا نگاه کنیم یا با نگرش دنیا تلفیقی از ماده و غیر ماده است به اطرافمان نگاه کنیم اصولا چه تفاوتی در عملکردمان بوجود خواهد آمد؟


قبول و یا رد قطعی این مطلب به گمانم کار مشکلی باشد، اما در خلال مطالعه روزنامه وار مطلب، اشکالات اساسی به ذهنم رسید.
این نگرش احتمالا مخالفهای فراوانی داشته باشد همچنانکه نگرش مادی گرایی مطلق دارد!
بر اساس اطلاعات قبلیم به نظر من منحصر کردن مطلق دنیا و مخلوقات به ماوراءالطبیعه درست نباشد. البته برای ارائه اشکالات اساسی از این نگرش نیاز به مطالعه در زمینه های مربوطه و کسب اطلاعات بیشتری است.
همچنین حالتهایی که در حالت خواب برای انسان روی می دهد با  بیداری تفاوت های اساسی دارد و نمی توان این دیدگاه از این منظر اثبات کرد ( شایدم بشه و من اشتباه کنم)
همچنین همانطورکه کاک میثم گفت قرآن منبع خوبی برای دکتر هارون بود که می توانستن حداقل برای اثبات گفته هایشان از آن استفاده کنن.
این قسمت نظر کاک میثم هم جالب بود
"" خداوند متعال ابتدا جسم مادی انسان رو از گِل آفرید و سپس این جسم مادی رو به عنوان ظرفی برای روح انسان قرار داد تا روح در قالب جسم مادی در یک دنیای مادی زندگی کنه ""


برای نویسنده این مطلب SharakamPawa تشکر کننده ها:
naseh_azizi (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
SharakamPawa
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 359
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 8, 1390 12:30 am
محل سکونت: Pawa Shar
تشکر کرده: 329 بار
تشکر شده: 364 بار
امتياز: 380


بازگشت به مقالات متنوع علمی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان