جوابی زیبا از کودک باهوش

در این بخش مطالب متفرقه مربوط به زمینه دینی قرار داده می شود

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط bahar » جمعه ارديبهشت ماه 27, 1392 3:01 pm


بنام خداوند بی همتا


شخصی از طفلی سوال کرد،که اگر گفتی خدا کجاست ؟


یک اشرفی به توخواهم داد.


آن طفل در جواب گفت:اگر شما گفتی خدا کجا نیست؟


من دو اشرفی به شما میدهم!





دانش آموزان کلاس اول اگه از آنها بپرسی در آینده


می خواهید چه کاره شوید جواب این است : مهندس دکتر خلبان


امادانش آموزی جوابی داد که دانش آموزان دیگر به اوخندیدند .


او گفت میخواهم صحابی بشوم.


معلم پرسید چرا صحابی؟ دانش آموز گفت :


به خاطر اینکه صحابی خدا را خیلی دوست دارد .


مادرم هرشب داستان اصحاب را برایم نقل میکند.


معلم در حالیکه سعی می کرد جلو سرازیر شدن اشکهایش را بگیرد


دانست که این دانش آموز مادری با روحی بزرگ دارد .


که هدف او اینچنین بزرگ است.





خانم معلم هنر میگوید از دانش آموزان یکی از کلاسهای ابتدایی خواستم


منظره ای از مناظر بهار را رسم کنند


یکی از دختران عکس یک قران کشیده بود . از نقاشیش تعجب کردم و


گفتم مگه نفهمیدی من چه گفتم؟ من نگفتم قران بکشید گفتم بهار.


جواب معصومانه اش مرا شوکه وشرمنده کرد. او جواب داد :


مادرم میگوید قرآن بهار دلهای ماست.



آری تربیت اینگونه است.







برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 8
Seraj (سه شنبه ارديبهشت ماه 31, 1392 7:06 pm), Shaghayegh (سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 7:52 pm), maryamkord (شنبه ارديبهشت ماه 27, 1392 2:28 am), Modir-Banowan (جمعه خرداد ماه 3, 1392 12:22 pm), naseh_azizi (سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 1:42 pm), parvaz69 (جمعه ارديبهشت ماه 27, 1392 8:15 pm), setare (چهارشنبه مرداد ماه 9, 1392 4:59 pm), tarannom (جمعه ارديبهشت ماه 27, 1392 10:03 pm)
رتبه: 57.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: جوابی زیبا از کودکان باهوش

پستتوسط hadi » جمعه ارديبهشت ماه 27, 1392 11:59 pm

از خوندنش لذت بردم جالب بودند
زندگی آنقدر ابدی نیست که بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت

برای نویسنده این مطلب hadi تشکر کننده ها:
bahar (شنبه ارديبهشت ماه 27, 1392 12:01 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
hadi
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 155
تاريخ عضويت: دوشنبه دي ماه 5, 1389 12:30 am
تشکر کرده: 17 بار
تشکر شده: 224 بار
امتياز: 2100

Re: جوابی زیبا از کودکان باهوش

پستتوسط maryamkord » شنبه ارديبهشت ماه 27, 1392 2:28 am

سلام
خیای خیلی زیبابود
.اقعا لذت بردم
ممنون...

برای نویسنده این مطلب maryamkord تشکر کننده ها:
bahar (شنبه ارديبهشت ماه 28, 1392 11:06 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
maryamkord
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
 
پست ها : 30
تاريخ عضويت: شنبه اسفند ماه 11, 1391 12:30 am
تشکر کرده: 13 بار
تشکر شده: 22 بار
امتياز: 80

Re: جوابی زیبا از کودکان باهوش

پستتوسط bahar » پنج شنبه خرداد ماه 2, 1392 3:02 pm






روزی محمد علی پاشا حاکم مصر از کوچه ای عبور می کرد.

در سر راه خویش پسر نه ساله ای را دید به او گفت : سواد داری یا نه ؟

پسرک جواب داد : قرآن را خوانده ام و تا سوره ی انا فتحنا حفظ کرده ام.

پاشا از این پسر خوشش آمد و یک دینار طلا به او بخشید.

پسرک سکه را بوسید و پس داد و سپس گفت : از قبول این معذورم.

پاشا با تعجب پرسید : چرا ؟

پسر گفت : پدرم سخت مرا تنبیه خواهد کرد زیرا می پرسد که

این سکه ی طلا را از کجا آورده ای ؟

اگر من بگویم که سلطان پاشا به من لطف کرده می گوید :

دروغ می گویی چون لطف و بخشش سلطان از هزار دینار کمتر نیست.

پاشا بسیار خوشحال شد و از هوش و ذکاوت او متعجب گردید.

بعد پدرش را خواست و مخارج تحصیل کودک او را تامین کرد.





امام شافعی یکی از پیشوایان اهل سنت شش ساله بود .

مادرش زنی پرهیزکار بود و مردم امانت خود را به او می سپردند.

روزی دو نفر آمدند و جامه دانی به او سپردند.پس از مدتی یکی ازآن دو آمد و

جامه دان را خواست مادر امام شافعی امانت را به او باز پس داد.

پس از چندی مرد دیگر آمد وجامه دان را طلبید .


مادر امام گفت : به دوستت دادم.

آن مرد گفت : مگر قرار نگذاشتیم که تا هر دو حاضر نباشیم باز پس ندهی ؟

مادر امام اندوهگین شد فرزند پس از آگاهی از جریان به مادرش گفت :

هیچ باکی نیست مدعی کجاست تا جواب گویم.

مرد گفت اینجا هستم .اما شافعی با خونسردی گفت :


جامه دان تو برجاست برو و رفیقت را بیاور و آن را بگیر .

مرد تعجب کرد و وکیلی که همراه او آمده بود نیز متعجب شد و

از سخن امام قانع شدند و رفتند.
















برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 2
newi (پنج شنبه خرداد ماه 2, 1392 5:01 pm), setare (چهارشنبه مرداد ماه 9, 1392 5:00 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط bahar » پنج شنبه خرداد ماه 9, 1392 3:00 pm





مردی پسرکوچکی داشت .روزی به او گفت :


پسرم امروز بیا تا به باغی از باغهای مردم برویم


و اندکی میوه بچینیم .


پسر خردسال همراهش حرکت کرد تا به باغی وارد شدند .


و در پای درختی رسیدند . پدر به پسر گفت :


همین جا بمان وبه اطرافت بنگر تا کسی ما را نبیند .


سپس خودش بر درخت رفت و مشغول چیدن میوه گردید .



چند دقیقه ای که گذشت پسر فریاد کشید :


پدر یک نفردارد ما را می بیند .


پدر ترسان و به شتاب از درخت پایین آمد و پرسید :


او که ما را می بیند کجاست ؟ پسر باهوش پاسخ داد :



او  خدایی است که همه را می بیند و بر همه آگاه است .


پدر از این سخن پسرش شرمگین شد و برای


همیشه از کار زشت خود دست برداشت .






برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 2
pejmanava (پنج شنبه خرداد ماه 9, 1392 7:49 pm), setare (چهارشنبه مرداد ماه 9, 1392 5:00 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط hoda » پنج شنبه خرداد ماه 9, 1392 9:40 pm

خواهر گلم واقعا داستانهای قشنگ وجالبی بودند دستتون درد نکنه ...
" الهی ! اشک چشمی، سوز آهی فروزان خاطــری، روشن نگاهــــی زهرسو بسته شـــــد درهای امید کلیدی ، رخنه ئی ، راهی پناهی"

برای نویسنده این مطلب hoda تشکر کننده ها:
bahar (پنج شنبه خرداد ماه 9, 1392 10:35 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
hoda
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 192
تاريخ عضويت: چهارشنبه ارديبهشت ماه 4, 1392 11:30 pm
تشکر کرده: 1849 بار
تشکر شده: 305 بار
امتياز: 3040

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط bahar » دوشنبه خرداد ماه 13, 1392 5:56 pm




ﺟﺎﻥ ﻟﻨﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ، ﺑﺎ ﭘﺮﺳﺶ ﺯﯾﺮ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ:

" ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ،ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻩ ﺷﻮﯼ؟ "

."ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ":

ﻣﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﻮﻡ.

ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺮﺳﺶ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻡ.

"ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻢ ":

ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﯾﺪ.



دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت:

از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد

زیرا با وجودى پستاندارعظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسید:

پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد.

این از نظر فیزیکى غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟


دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید











برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 4
naseh_azizi (سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 1:51 pm), pejmanava (دوشنبه خرداد ماه 13, 1392 11:29 pm), setare (چهارشنبه مرداد ماه 9, 1392 5:01 pm), فرمیسک (دوشنبه خرداد ماه 13, 1392 7:44 pm)
رتبه: 28.57%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط erfan » دوشنبه خرداد ماه 13, 1392 6:23 pm

سلام
ممنون منم واقعن لذت بردم..

برای نویسنده این مطلب erfan تشکر کننده ها:
bahar (يکشنبه خرداد ماه 19, 1392 2:18 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
erfan
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 289
تاريخ عضويت: شنبه ارديبهشت ماه 9, 1391 11:30 pm
محل سکونت: روانسر_همدان
تشکر کرده: 172 بار
تشکر شده: 311 بار
امتياز: 2250

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط bahar » يکشنبه خرداد ماه 19, 1392 2:59 pm





سوال یک استاد غیر مسلمان از یک شاگرد مسلمان :
استاد: آیا تو الله را میتوانی ببینی ؟
شاگرد: نخیر
استاد: آیا تو الله را  میتوانی لمس کنی ؟
شاگرد: نخیر
استاد: پس الله وجود ندارد. (استغفرالله)
شاگرد: آقا هوش یا ذکاوت خود را دیده ای ؟
استاد: نخیر
شاگرد: آیا شما هوش یا ذکاوت خود را لمس کرده ای ؟
استاد: نخیر
شاگرد: اوه پس درست است. شما هوش و ذکاوت ندارید.









برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 4
Shaghayegh (سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 7:33 pm), naseh_azizi (سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 1:50 pm), pejmanava (يکشنبه خرداد ماه 19, 1392 5:48 pm), setare (چهارشنبه مرداد ماه 9, 1392 5:01 pm)
رتبه: 28.57%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط naseh_azizi » سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 2:11 pm

فداک روحی یا رسول الله

برای نویسنده این مطلب naseh_azizi تشکر کننده ها:
bahar (سه شنبه مرداد ماه 8, 1392 6:44 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
naseh_azizi
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 448
تاريخ عضويت: جمعه اسفند ماه 25, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 1360 بار
تشکر شده: 921 بار
امتياز: 7680

Re: جوابی زیبا از کودک باهوش

پستتوسط bahar » چهارشنبه بهمن ماه 15, 1392 12:03 am




روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم  در میان بزرگان صحابه مثل :
ابوبکر، سعد بن ابی وقاص، معاذ بن جبل و ابو عبیده بن جراح رضی الله عنه نشسته بود
هوا گرم بود و همه تشنه بودند.رسول الله تقاضای آب کرد
ظرف آبی آوردند در سمت راست رسول الله کودک کوچکی نشسته بود که ده سال داشت
پیامبر ظرف را گرفت و از او پرسید؛
«آیا به من اجازه میدهی که از بزرگان شروع کنم کودک گفت:
«نه» از او پرسیدم: چرا ای پسر بچه:«هیچ کس را برسهم خود ترجیح نمیدهم».

رسول الله به بزرگان نگاه کرد و فرمود
«این حقش است، پس با او شروع میکنم بنوش ای پسر بچه».


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890


بازگشت به متفرقه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان