گاو ما ما می کرد!!!!

در این بخش مطالب متفرقه در زمینه فرهنگی و اجتماعی قرار داده می شود

مديران انجمن: tarannom, CafeWeb, Dabir, Noha, bahar, Modir-Farhangi

گاو ما ما می کرد!!!!

پستتوسط admin » شنبه ارديبهشت ماه 31, 1390 10:08 pm


گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.
حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.
او به شهر رفته
و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات
جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست
چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .
کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.
کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند
چون او با پتروس چت می کرد.
پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.
پتروس دید که سد سوراخ شده
اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.
او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.
پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت
با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .
ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .
ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .
ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.
قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .
کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.
خانه مثل همیشه سوت و کور بود .
الان چند سالی است که
کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد
او حتی مهمان خوانده هم ندارد.
او حوصله ی مهمان ندارد.
او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید
چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .
اما او از چوپان دروغگو گله ندارد
چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد
به همین دلیل است که دیگر
در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم
بنده ی خاک، خاکِ ناپاک، خالی از معنای آدم شده ایم

****************************************************************************
از خودمان آغاز کنیم
نماد کاربر
admin
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: جمعه آذر ماه 25, 1389 12:30 am
تشکر کرده: 3 بار
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط mehr » شنبه ارديبهشت ماه 31, 1390 11:59 pm

باسلام خیلی زیبا بود  

عیب کار از جعبه تقسیم نیست
سیم سیار دل ما سیم نیست

این خدا این هم هزاران طول موج
دیش احساسات ما تنظیم نیست.

برای نویسنده این مطلب mehr تشکر کننده ها:
admin (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
mehr
کاربر طلایی
کاربر طلایی
 
پست ها : 924
تاريخ عضويت: دوشنبه فروردين ماه 8, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 1274 بار
تشکر شده: 1137 بار
امتياز: 1630

پستتوسط Noha » يکشنبه ارديبهشت ماه 31, 1390 12:17 am

هو المستعان
با سلام خدمت شما و تمام کاربران گرامی
مطلب بسیار مفید و آموزنده ای است.
ممنون

برای نویسنده این مطلب Noha تشکر کننده ها:
admin (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
Noha
معاون و ناظر سایت
معاون و ناظر سایت
 
پست ها : 1424
تاريخ عضويت: پنج شنبه اسفند ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: pavah
تشکر کرده: 2031 بار
تشکر شده: 1557 بار
امتياز: 4930

پستتوسط samira » يکشنبه خرداد ماه 1, 1390 10:31 am

دنياي امروزي رو به شيوه اي جالب ترسيم نمودي ، جالب بود  ممنون  :P

برای نویسنده این مطلب samira تشکر کننده ها:
admin (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
samira
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
 
پست ها : 44
تاريخ عضويت: جمعه ارديبهشت ماه 23, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 17 بار
تشکر شده: 13 بار
امتياز: 0


بازگشت به متفرقه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان